به روز شده در: ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۹
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّداُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.      
کد خبر: ۸۹۸۹۴
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۲
برنامه سه شنبه شب حتی اگر سوال خوبی می‌داشت چون کارگردانی و مدیریت صحنه نداشت نمی‌توانست به نتیجه مطلوبی برسد کما این که بعضی خبرنگاران اجازه نمی‌دادند پاسخ سوال خبرنگار قبلی به درجه اقناع برسد تا سوال خود را مطرح کنند.
برنامه‌ای که سه شنبه شب با عنوان گزارش 100 روزه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد از جنبه‌ها و منظرهای گوناگون مورد نقد قرار گرفته است: بحث محتوائی، موضوع ساختاری و نحوه اجرا.

البته گمان میرود این نقدها که از نمایندگان مجلس، دست اندرکاران رسانه، ائمه جمعه تا مردم عادی را مشغول داشته واقعا از همه جنبه‌ها نیاز باشد.

در این مقاله بررسی محتوائی را به فرصتی دیگر وا می‌گذاریم و  سعی میشود در موضوع ساختار، قالب و نحوه اجرا سخن به میان آورده شود.

ساختار حضور سه یا چند خبرنگار در برابر رئیس جمهور یک کشور اصولا ساختاری است که برای ارائه گزارش مناسب تشخیص داده نمیشود. گزارش هرچه باشد نمی‌تواند با طرح سوال خبرنگار ارائه شود. اگر خبرنگار از قبل گزارش را خوانده باشد که فقط می‌تواند عناوین فصل‌های گزارش را بخواند تا رئیس جمهور به آن بپردازد. یعنی نمیتواند و نباید خارج از محتوا سوال کند. اگر هم از محتوای گزارش بی‌خبر باشد عکس سوالاتی می‌پرسد که آن گزارش در پاسخ با آن سوال قرار نمی‌گیرد و حق مطلب ادا نمی‌شود. پس با این قالب اصولا مصاحبه نیست چرا که سوال و جوابی در میان نیست.

از نظر رسانه ای - آن هم در عصر ارتباطات نوین - مناسب‌تر این بود که با استفاه از ابزار نوین ارائه گزارش، گزارشی چند رسانه ای در حضور یک جمع خبره، نمایندگان مردم یا نمایندگان تعداد بیشتری از رسانه‌ها و حتی بدون حضور کسی در استودیو و رو به دوربین ارائه می‌شد.

و اما ساختار حضور سه خبرنگار در حضور رئیس جمهور. تشکیل چنین جلساتی زمانی مناسب است که چند خبرنگار از چند رسانه و نه فقط یک رسانه در برابر رئیس جمهور بنشینند. یعنی هر یک توانائی طرح هر سوالی را از هر حوزه ای دارند اما از منظر رسانه‌های مختلف با مشرب‌های متفاوت سوالات متفاوت و حتی سوالات مشابه با نگرش‌های گوناگون را مطرح می کنند.

این ابتکار یعنی نشستن چند خبرنگار در برابر رئیس جمهور سالهاست در دنیا به خصوص در زمان انجام مناظره های تلویزیونی انتخاباتی باب است. اما دیده نشده است که سه خبرنگار یا بیشتر از یک رسانه در برابر رئیس جمهور یک کشور بنشینند. احتمالا این اقدام یک ابتکار و ابداع جدید بوده است که انشاالله بتواند با رفع نقائص کنونی بعدا همه گیر هم بشود.

این نوع برنامه ها یعنی نشستن سه خبرنگار در برابر رئیس جمهور بیشتر به کنفرانس مطبوعاتی با کنفرانس خبری شبیه هستند و کاملترین و بهترین آنها همان مصاحبه های مطبوعاتی یا کنفرانس های خبری آشنائی هستند که با حضور دهها نماینده از رسانه های داخلی و خارجی برگزار میشود. اگر انجام آن کنفرانس ها و مصاحبه های مطبوعاتی و خبری همراه با دعوت عام باشد تعداد سوال کننده بسیار زیاد خواهد بود. اما اگر مدعوین یا سوال کنندگان محدود دعوت شوند آنوقت آن برنامه میشود یک کنفرانس مطبوعاتی یا یک مصاحبه با نمایندگان محدود چند رسانه درست مثل آن چه که سه شنبه شب شاهد بودیم.

پس اگر مصاحبه با یک رسانه باشد آوردن سه یا چند خبرنگار از همان رسانه مرسوم نیست و شاید به معنای اعتراف به ناتوانی خبرنگاران برگزیده به طرح سوالات جامع و متنوع باشد. یعنی می پذیریم که آن خبرنگاری که سوال اقتصادی می پرسد توان طرح سوال فرهنگی ندارد الی آخر.

نکته دیگر مدیریت کردن مصاحبه است که شاید مهمترین بخش کار است. یک برنامه مصاحبه تلویزیونی - آن هم زنده -  (که امکان اصلاح، جبران، ادیت و تدوین ندارد) به یک کارگردان محتوائی و اجرائی هم نیاز دارد. کارگردان کسی است که باید بداند کجا سوالی مطرح شود، کجا آن سوال به جواب و نتیجه مطلوب میرسد و بحث را اداره کند و در نهایت کجا سوال دیگری که بتواند در امتداد سوال قبلی موضوعیت و ربط داشته باشد مطرح کند.

خبرنگار حاضر در کنفرانس خبری همگانی با چند سوال انتخاب شده در کنفرانس حاضر میشود و اگر بتواند و نوبت به او برسد یک یا دو سوال مطرح می کند و میرود. بعد از همان سوال و جواب دلخواه خود تیتر و محتوا انتخاب می کند و خبر خود را به دلخواه تقدیم مخاطبان می کند.

در کنفرانس های خبری یا مصاحبه های مطبوعاتی الزامی به طرح سوالات در امتداد یکدیگر نیست. هر کسی می تواند سوالی مطرح کند و جوابش را هم دریافت دارد و پی کار خود برود. یعنی هر رسانه ای با توجه به اولویت های خود سوال مطلوبش را مطرح می کند.

خبرنگار بعدی می تواند هر سوالی را بپرسد. حتی همان سوال خبرنگار قبلی را با تاکیداتی متفاوت.

اما در مصاحبه تلویزیونی یعنی آنجا که فقط یک رسانه مسوول طرح سوال است باید هدایت برنامه نیز مدیریت شود. یعنی کسی مسوول انتخاب سوال، رساندن بحث به اقناع و طرح سوال بعدی باشد. سوال بعدی هم باید به شکلی و با ارتباطی مطرح شود که آشفتگی و گسیختگی در اجرا نمایان نشود. به گونه ای که مصاحبه برای مخاطب دلنشین باشد. به همین دلیل است که اکثر رسانه های بزرگ «یک» خبرنگار را برای این کار انتخاب می کنند که هم سوال کند و هم مدیریت.

زمانی که یک رسانه مسوول مصاحبه است هر چقدر تلاش شود سوالات خوب و حساب شده از قبل انتخاب گردد با اولین جواب ساختار و نظم همه سوالات بعدی به هم میخورد. یعنی خبرنگار با طرح اولین سوال و گرفتن اولین جواب اصولا نیازمند به طرح سوالی میشود که گاه با نظم سوالات از قبل تعیین شده متفاوت است. این سوال میتواند یک سوال فی البداحه و از پیش تعیین نشده باشد.

پس درست است که خبرنگار در مصاحبه های تلویزیونی مجهز به دهها سوال خوب و ناب شرکت می کند اما نتیجه این نخواهد بود که همه آن سوالات خوب و ناب را در امتداد منطقی یکدیگر بپرسد و جواب قابل قبول دریافت دارد و مصاحبه ای معیار و قابل قبول اراده دهد.

در مصاحبه تلویزیونی آغاز مصاحبه با خبرنگار است اما چند دقیقه بعد از شروع مصاحبه، دهها سناریو در پیش پای او قرار میگیرد و از آن به بعد این خبرنگار است که باید یکی از این سناریوها را انتخاب کرده و به انجام برساند.

ضمنا در نظر داشته باشیم که مصاحبه زنده رادیوئی و تلویزیونی با هر نوع مصاحبه دیگری فرق دارد. چرا که هیچ فرصتی برای اصلاح و ترمیم وجود ندارد. پس به فردی نیاز است که در حین طرح سوال و مدیریت مصاحبه ترمیمها، اصلاحات و جبران های لازم را هم به صورت زنده انجام دهد. و این یعنی مدیریت مصاحبه زنده.

برای همین است که اکثر رسانه های استخوان دار برای این گونه مصاحبه ها فردی را انتخاب می کنند که:

• بتواند در همه حوزه ها سوال مطرح کند، و اگر لازم شد سوالی فی البداهه اما محکم و منطقی طرح کند؛

• بتواند صحنه مصاحبه را مدیریت کند و جلوی هر اشکالی را بگیرد؛

• بتواند با هوشمندی مانع از طرح موضوعات حاشیه‌ای و پراکنده شود.

به همین علت و برای مطلوب بودن چنین مصاحبه‌هایی فقط یک نفر برخوردار از همه مختصات خبرنگاری  انتخاب میشود که مصاحبه را استادانه و با ضریب کیفی بالا آغاز و به انجام برساند.

نگاهی به دو مصاحبه اول و دوم دکتر حسن روحانی در دوره سه ماهه ریاست جمهوریش نشان می دهد که مصاحبه اول با علی اکبر عبدالرشیدی خبرنگار قدیمی به قالب یک مصاحبه زنده تلویزیونی به معیار و قابل قبول نزدیک تر بود و آنچه سه شنبه شب گذشته پخش شد به قالب یک کنفرانس مطبوعاتی و خبری نزدیک تر. در عین حال در مصاحبه یا کنفرانس سه شنبه شب مجریان عجولانه قصد داشتند از قالب کنفرانس برای دادن یک گزارش اعلام شده یک مصاحبه بسازند و یک مصاحبه که وظیفه گزارش دهی کمتری پیدا کرد. آنها همچنین کوشیدند از این فرصت استفاده کنند و با یکدیگر رقابت هم بکنند که بیشتر بدرخشند.

برنامه سه شنبه شب حتی اگر سوال خوبی می‌داشت چون کارگردانی و مدیریت صحنه نداشت نمی‌توانست به نتیجه مطلوبی برسد کما این که بعضی خبرنگاران اجازه نمی‌دادند پاسخ سوال خبرنگار قبلی به درجه اقناع برسد تا سوال خود را مطرح کنند.

میگویند – در مصاحبه های زنده تلویزیونی- رسانه ای موفق است که خبرنگارش مورد تائید مخاطبان رسانه قرار گیرد و به عبارتی ستاره صحنه مصاحبه باشد. اما هر وقت مصاحبه شونده پیروز صحنه بود یعنی خبرنگار و رسانه نتوانسته اند خوب بدرخشند.



فارس
نظر شما :
نام:
ایمیل:
* نظر: