به روز شده در: ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۹
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّداُولِى الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.      
کد خبر: ۹۵۳۵۲
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۰۷:۳۲
فردا هم قرار است او را ویزیت کنــم. از دوســتی خواســته ام دوباره او را معاینه کند و شرح حالش را گرفته ام؛ با توجه به این اطلاعات فردا او را می بینم و امیدوارم که بتوانم کاری انجام دهم.
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در آخرین یادداشت خود در وب سایت شخصی اش از ویزیت «شوخان» کودک نابینای شش ساله خبر داده است.

دکتر «سیدحسن قاضی زاده هاشمی» در یادداشت خود چنین آورده است: آقای وزیر ! چشمان «شوخان» را دریابید. این تیتر خبر یا به قول نویسنده واگویه ای بود که در یکی از روزنامه ها چاپ شد. تیتر در ذهنم ماند؛ نه از آن باب که وزیر را خطاب قرار داده بود؛ به آن دلیل که من شوخان و شوخان ها را نه از وجه وزارت که به عنوان یک پزشک می بینم.

فردا هم قرار است او را ویزیت کنــم. از دوســتی خواســته ام دوباره او را معاینه کند و شرح حالش را گرفته ام؛ با توجه به این اطلاعات فردا او را می بینم و امیدوارم که بتوانم کاری انجام دهم.

چند وقت پیش دوستی پرسید، نسبت به شوخان چه احساسی داری؟ گفتم: پزشک، همه بیمارانش را به یک چشم می بیند. شوخان و همه بچه های این سرزمین مانند فرزندان خودم عزیز هستند؛ اما مردم هم باید بدانند پزشک، انسانی است که تلاش می کند با علمی که آموخته و تجربه ای که اندوخته، دردی از تن رنجوری بزداید. به قول حکما «ما وسیله ایم و درد و دوا در اختیار اوست.»

من هم شوخان را می بینم؛ نه به این دلیل که بیماریش رسانه ای شد؛ هر چند قلم شیوای نویسنده بسیار دلنشین بود، اما پزشک از همان سال های نخست تحصیل طب، با بیماران گوناگون روبرو می شود؛ ولی درد کشیدن انسان ها هیچ گاه عادت نمی شود. گاهی یک بیمار و دردش چنان با روح و روانت بازی می کند که جز درگاه خدا هیچ پناهگاهی نمی یابی. این را همکارانم خوب درک می کنند.

بر این سخن خرده نگیرید که آن چند درصدی که چنین نیستند را همکار نمی دانم و نمی بینم. همچنین می دانم و می دانید که امروز هم در چهار گوشه این مملکت پهناور، بیماران زیادی در انتظار درمانند که باید راهی برای دریافت خدمات پزشکی برای شان گشود؛ مسأله ای که حالا هر روز و شب، دغدغه ذهن من است.

من شوخان را می بینم مانند همه بیمارانی که تا امروز دیده ام و امیدوارم خدا باز هم لطفش را شامل حال من و او بنماید.

به گزارش ایرنا، شوخان براخاسی شش ساله، دوسال پیش بر اثر سرماخوردگی به بیمارستان امام خمینی(س) دیواندره در استان کردستان مراجعه کرد که با تزریق آمپول پنی سیلین از هر دو چشم نابینا شد.

چشمان این دختر خردسال دوبار در بیمارستان فارابی تهران پیوند قرنیه شد، اما متاسفانه هنوز قادر به دیدن نیست.
مطالب مرتبط
نظر شما :
نام:
ایمیل:
* نظر: